شیرینکمتومالمنی
#شیرینَکَم_تو_مال_منی
پارت ۱۹
از زبان ات
داشتم همین طور کت و شلوار هارو نگاه می کردم که چشمم خورد به یه کت و شلوار مشکی
کت و شلوار های مشکی زیادی اینجا بود ولی این از همشون قشنگ تر بود
جونگ کوک رو آروم صدا زدم تا بگم این رو بپوشه
دیدم که جونگ کوک اومد بهش گفتم
+جونگ کوک نگاه این چه خوشگله
جونگ کوک بهم لبخند زدو نگاهی به کت و شلوار انداخت و گفت
_اره قشنگه
+خب پس برو بپوشش بدو
_(خندیدن) باشه باشه الان می رم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از زبان جونگ کوک
دیدم که ات با صدای ارومی داره می گه جونگ کوک
رفتم پیشش که دیدم بهم گفت
+جونگ کوک نگاه این چه خوشگله
همیشه کار های ات باعث می شه که لبخند بزنم
نگاهی به کت و شلوار انداختم
واقعا سلیقه ی ات خوب بود
_اره قشنگه
+خب پس برو بپوشش
منی که از همچنین کارایی متنفرم خندیدمو به خاطر ات قبول کردم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از زبان ات
چند دقیقه بعد جونگ کوک اومد
خیلی کت و شلوار بهش می اومد و عضله هاش مثل همیشه قصد داشتن لباس رو پاره کنن
جونگ کوک فقط به من نگاه می کرد
انگار که فقط نظر من براش مهم بود
یه کوچولو بعد بهش لبخند زدمو گفتم خیلی قشنگه
اونم بهم لبخند زدو رفت تا لباس رو در بیاره
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از زبان والریا
ات رو دیدم که داره به جونگ کوک لبخند می زنه دختره ی بی حیا براش دارم
حالا اون هیچی جونگ کوک هم بهش لبخند زد
جونگ کوک اصلا به من اهمیت نمیده منو می شوره می زاره کنار بعد به این دختر بی حیا لبخند می زنه
یه ادبی از ات بکنم که دیگه از این غلطا نکنه
جونگ کوک رفت تا لباسش رو در بیاره
سریع رفتم سمت ات و یه نیشگون خیلی دردناک از شکمش گرفتم که دیدم آخی از سر درد کشید
بهش با حرص گفتم دختره ی بی حیا که به شوهر من لبخند می زنی
دیدم با درد گفت منظورت چیه
=منظورم اینه که اگه یه بار دیگه ببینم این کارو بکنی خفت می کنم هر..زه
+(بغض کردن)تروخدا دستتو ول کن
دستم رو ول کردمو با اعصبانیت از کنارش رفتم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از زبان جونگ کوک.....
شرط: ۱۵۰ لایک❤۴۰ بازنشر
پارت ۱۹
از زبان ات
داشتم همین طور کت و شلوار هارو نگاه می کردم که چشمم خورد به یه کت و شلوار مشکی
کت و شلوار های مشکی زیادی اینجا بود ولی این از همشون قشنگ تر بود
جونگ کوک رو آروم صدا زدم تا بگم این رو بپوشه
دیدم که جونگ کوک اومد بهش گفتم
+جونگ کوک نگاه این چه خوشگله
جونگ کوک بهم لبخند زدو نگاهی به کت و شلوار انداخت و گفت
_اره قشنگه
+خب پس برو بپوشش بدو
_(خندیدن) باشه باشه الان می رم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از زبان جونگ کوک
دیدم که ات با صدای ارومی داره می گه جونگ کوک
رفتم پیشش که دیدم بهم گفت
+جونگ کوک نگاه این چه خوشگله
همیشه کار های ات باعث می شه که لبخند بزنم
نگاهی به کت و شلوار انداختم
واقعا سلیقه ی ات خوب بود
_اره قشنگه
+خب پس برو بپوشش
منی که از همچنین کارایی متنفرم خندیدمو به خاطر ات قبول کردم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از زبان ات
چند دقیقه بعد جونگ کوک اومد
خیلی کت و شلوار بهش می اومد و عضله هاش مثل همیشه قصد داشتن لباس رو پاره کنن
جونگ کوک فقط به من نگاه می کرد
انگار که فقط نظر من براش مهم بود
یه کوچولو بعد بهش لبخند زدمو گفتم خیلی قشنگه
اونم بهم لبخند زدو رفت تا لباس رو در بیاره
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از زبان والریا
ات رو دیدم که داره به جونگ کوک لبخند می زنه دختره ی بی حیا براش دارم
حالا اون هیچی جونگ کوک هم بهش لبخند زد
جونگ کوک اصلا به من اهمیت نمیده منو می شوره می زاره کنار بعد به این دختر بی حیا لبخند می زنه
یه ادبی از ات بکنم که دیگه از این غلطا نکنه
جونگ کوک رفت تا لباسش رو در بیاره
سریع رفتم سمت ات و یه نیشگون خیلی دردناک از شکمش گرفتم که دیدم آخی از سر درد کشید
بهش با حرص گفتم دختره ی بی حیا که به شوهر من لبخند می زنی
دیدم با درد گفت منظورت چیه
=منظورم اینه که اگه یه بار دیگه ببینم این کارو بکنی خفت می کنم هر..زه
+(بغض کردن)تروخدا دستتو ول کن
دستم رو ول کردمو با اعصبانیت از کنارش رفتم
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
از زبان جونگ کوک.....
شرط: ۱۵۰ لایک❤۴۰ بازنشر
- ۱۰۷.۲k
- ۲۵ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط