{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آغوشت آسمان بود

آغوشت آسمان بود
و من هزاران پرنده مشتاق پرواز
تو را از پشت آفتاب میبنم
و در عمق آبیِ دستانت
گوهر خود را باز میابم
و تو را ای راز بهشت
مصرانه گناه میکنم...
دیدگاه ها (۲)

ﺑﻮﻯ ﺧﻮﺵ ﺯﻥﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﺪﻣﺮﺩ ﺭﻳﺸﻪ ﻣﻰ ﺩﻫﺪﺗﻨﻮﻣﻨﺪ ﻣﻰ ﺷﻮﺩﺑﺎﺭ ﻣﻰ ...

آغوش توبُن بستتمام افکارم است

اَبعـــادِ آغوشِ ٺُــــــوچهار دیوارےِ ب...

عاشق اسمم می شوم...وقتی؛تو صدایم می کنی...

باز کن نغمه جانسوزی از آن ساز امشبتا کنی عقده اشک از دل من ب...

بر لبه‌ی صخر با تو به رقص برخاستمچونان پرنده‌ای که در بی‌پرو...

نومیدی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط