رفته بودم رستوران...روبه روي ميزمن يه دختر وپسر نشسته بود
رفته بودم رستوران...روبه روي ميزمن يه دختر وپسر نشسته بودن که پسره پشتش به ميزمابود,معلوم بود باهم دوست هستن,اتفاقي چشمم به چشم دختره افتادقشنگ معلوم بودکه پسره عاشق دختره ست...دخترشروع کرد به آمار دادن,سرمو انداختم پايين...دفعه بعدتحريک شدم..بانگاه بازي کرديم خلاصه يه کاغذ برداشتم وبه دخترعلامت دادم با نگاش قبول کرد,هردوبلندشدن پسره رفت که حساب کنه,دختره به ميز مارسيد دستشو دراز کرد کاغذ رو گرفت
براش نوشته بودم..خيلي پستي...
براش نوشته بودم..خيلي پستي...
- ۹۹۴
- ۰۹ شهریور ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط