{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاخه ای تنها بودم

شاخه ای تنها بودم
نه می فهمیدم
زمین چیست
نه آسمان!

آمدی،
مثل گنجشکی
که قرار بود
برای لحظه ای
مرا از تنهایی در آورد.
کاش نمی آمدی
کاش نمی فهمیدم.

بین زمین و آسمان
گیر افتاده ام...!


م.ح
دیدگاه ها (۳)

من صبورم اما...آه؛این بغض گران صبر چه می داند چیست؟

عمری گذشت و ساخته ام با نداشتن ای دل!چه خوب بود تو را هم ندا...

تو با قلبِ ویرانه‌ی من چه کردی؟ ببین عشقِ دیوانه‌ی من چه کرد...

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوختآتشی بود درین خانه که کاشان...

ظهر عاشوراس...امام زمان داره خون گریه میکنه... همین که من زن...

می‌دانم بودنم برایت جهنم بود...می‌دانم که بارها آزارت دادممت...

بی‌قرار توام و در دلِ تنگم گله‌هاستآه! بی‌تاب شدن، عادت کم ح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط