{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو با قلبِ ویرانه‌ی من چه کردی؟

تو با قلبِ ویرانه‌ی من چه کردی؟
ببین عشقِ دیوانه‌ی من چه کردی

در ابریشمِ عادت، آسوده بودم
تو با حالِ پروانه‌ی من چه کردی

ننوشیده از جامِ چشمِ تو مستم
خُمار است میخانه‌ی من، چه کردی؟

مگر لایقِ تکیه دادن نبودم؟
تو با حسرتِ شانه‌ی من چه کردی
دیدگاه ها (۱)

شاخه ای تنها بودم نه می فهمیدم زمین چیست نه آسمان! آمدی،مثل ...

من صبورم اما...آه؛این بغض گران صبر چه می داند چیست؟

سینه از آتش دل در غم جانانه بسوختآتشی بود درین خانه که کاشان...

ازتبِ عشق تو دیوانه شدن یعنی عشقباهمه غیر تو بیگانه شدن یعنی...

از عشق تو بیزارم

حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به همشوق یک رابطه با حاشیه ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط