{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هرچند امیدی به وصال تو ندارم

هرچند امیدی به وصال تو ندارم
یک لحظه رهایی ز خیال تو ندارم

ای چشمه‌ی روشن! منم آن سایه که نقشی
در آینه‌ی چشمِ زلال تو ندارم

می‌دانی و می‌پرسیَم ای چشم سخنگوی!
جز عشق، جوابی به سوال تو ندارم

ای قُمْریِ هم‌نغمه در این باغ، پناهی
جز سایه‌ی مهرِ پر و بال تو ندارم

از خویش گریزانم و سوی تو شتابان
با اینهمه راهی به وصال تو ندار
دیدگاه ها (۰)

💙در میان راهروهای سردِ بلاتکلیفی، هنوز صدای تپشِ قلبت را از ...

❤️ قلب بزرگ در حال خرید بودم که صدای پیرمرد دوره گردی به گوش...

سایه کاپل: جونگ کوک ، سویونسبک؟ تک پارتی ( Rose ) _ "نه.. نه...

فاصله یک لبخند تا جنون

سایه ای که پدرم بود پارت ۳(من عادت ندارم معمولا ادبی بنویسم ...

هر چند امیدی به وصال تو ندارمیک لحظه رهایی ز خیال تو ندارمای...

هرچند امیدی به وصال تو ندارم یک لحظه رهایی ز خیال تو ندارم ...

ای قمری هم نغمه درین باغ پناهیجز سایه ی مهر پر و بال تو ندار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط