{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هرچند امیدی به وصال تو ندارم

هرچند امیدی به وصال تو ندارم
یک لحظه رهایی ز خیال تو ندارم

ای چشمه‌ی روشن! منم آن سایه که نقشی
در آینه‌ی چشمِ زلال تو ندارم

می‌دانی و می‌پرسیَم ای چشم سخنگوی!
جز عشق، جوابی به سوال تو ندارم

ای قُمْریِ هم‌نغمه در این باغ، پناهی
جز سایه‌ی مهرِ پر و بال تو ندارم

از خویش گریزانم و سوی تو شتابان
با اینهمه راهی به وصال تو ندار
دیدگاه ها (۰)

و گفت:همه‌ی دریاها از آنِ تو،یک کوزه آب از آنِ من!همه‌ کوه‌ه...

کردیم به امید وفا صبر ولیکنهرچند که کردیم جفای تو فزون شد

ای دوست! به دوستی قَرینیم تو راهرجا که قَدَم نَهی، زَمینیم ت...

💙در میان راهروهای سردِ بلاتکلیفی، هنوز صدای تپشِ قلبت را از ...

پارت بیست و نهسایه پشت دریونگی هنوز به صفحه‌ی لپ‌تاپ خیره بو...

❤️ قلب بزرگ در حال خرید بودم که صدای پیرمرد دوره گردی به گوش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط