{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کودک که بودم گمان می‌کردم سردتر از

کودک که بودم گمان می‌کردم سردتر از
بستنی چیزی وجود ندارد!
حال که فکر می‌کنم، می‌بینم سردتر از
بستنی قلب آدم‌هایی‌ست کـه می‌فهمند
دوست‌شان داریم ترکمان می‌کنند!
دیدگاه ها (۱)

از دلمتا لب ایوان شماراهی نیست؛نیمه جانی ستدر این فاصله،قربا...

بعضی.....گناه ها آنقدر سنگین است که؟عذابش از همان موقع که م...

من تورا می‌خواستمنه برای عشق‌ بازی‌های شبانه!نه برای قدم‌زدن...

من تورا می‌خواستمنه برای عشق‌ بازی‌های شبانه!نه برای قدم‌زدن...

بعضی ها آنقدر بی صدا می آیندو قلب آدم را بی هوا تسخیر می کنن...

َاین متن زیبارو تقدیم کن به بهترین های زندگیت ...من برای تما...

عاشقانه های شبنم

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

من برای تمام آدم‌ها حالِ خوب آرزو می‌کنمو برای تمام دل‌ها آر...

⁨⁨گاهی آدم‌ها عاشقِ تو نمی‌شوندعاشقِ آرامشی می‌شوند که کنار ...

╭─── ⋆。°✩°。⋆ ───╮ ♡ پاتریک راست میگه... ♡☆゜・。。・゜゜・。。・゜★₊˚⊹♡ ...

گفتم که فراموشت کنم، نشد؛هر بار که دل را آرام کردم،نام تواز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط