{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و آمدیم که عاشق شویم

و آمدیم که عاشق شویم
و درگذریم

که رازِ زندگی و مرگِ آدمی،
این بود.

#حسین_منزوی
دیدگاه ها (۰)

من خود به سر ندارم دیگر هوای سامانگردون کجا به فکر سامانِ من...

شاخ خُشکیم به ما سردی عالم چه کند؟ پیش ما برگ و بَری نیست که...

عاشق این سکانس راز بقام

زندگی را سخت نكنيم، خیلی ساده است.در چهار عبارت خلاصه میشود....

زندگی........

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط