{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}


شاهد بوده ای
لحظه تیغ نهادن بر گردن کبوتر را؟
و آبی که پیش از آن
چه حریصانه و ابلهانه، می نوشد پرنده؟

تو، آن لحظه ای!
تو، آن تیغی!
تو، آن آبی!

من!
من، آن پرنده بودم . . .








علی صالحی بافقی
دیدگاه ها (۲)

به کمال عجز گفتم: که به لب رسید جانمبه غرور و ناز گفتی: تو م...

سفیر کبیر Grand Ambassador

سفیر کبیر Grand Ambassador

#سناریو#درخواستی#چندپارتی(پارت اخر) وقتی توی اتاق خوابمونیم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط