A love that begins with jealousy ✨
A love that begins with jealousy ✨
part1:
ویو ا-ت: نوری به چشام میتابید اه صبح شده، پاشدم دو دقیقه به دیوار نگاه میکردم، چشامو مالیدم به عکسی که روی دیوارم بود نگاه کردم، اون عکس عکس شخص های مهم زندگیم بودن یعنی بی تی اس بغل اون عکس، عکس جیهوپ بود امید زندگیم.(ا-ت پدر مادر نداره و با مادر بزرگش زندگی میکرد و الان به کره مهاجرت کرده )
رفتم دشوری 😂 بعد رفتم یخچال رو باز کردم گفتم یه حالی به خودم بدم پنکیک درست کردم، درحال خوردن پنکیک نازنازیم بودم که به ساعت نگاه کردم ساعت ۳تست دارم(تست برای ایدل شدن یا همون خانندگی)
بدو بدو پنکیکم رو خوردم ظرف هارو همون طوری گذاشتم داخل ظرفشویی رفتم اتاقم که آماده بشم یه دوش ده مینی گرفتم ارایش کردم که خوشگل باشم (نویسنده:بله ارایش کن اونجا بفهمن خوشگلی دردسر نشه
ا-ت:هی دیو....س مگه زشتم🤨
نویسنده:نچ نچ نچ عزیزم درست صحبت کن زشته.زیر لب:مثلا شخصیت اصلی هستی بانوی زیبا.
ا-ت:چی گفتی؟؟
نویسنده:هیچی بدو دیررر شد😩)
بلخره اماده شدم..
بعد چند مین رسیدم..
ا-ت: خب چقدر شلوغه واییی
یوری: سلام من یوریم شما(دستش رو اورد جلو به علامت دست دادن)
ویو ا-ت.
دیدم یه دختره اومد پیشم خیلی کیوت بود فکر کنم اومده اونم تست بده🤨
ا-ت: سلام منم ا-ت هستم(دست دادن)
یوری: میشه با هم دوست بشیم؟!
ا-ت: ام........ باشه😊
بلخره نوبت من شد رفتم.......
پارت بعدمنتظر باشیدد سیسی های گل🤍✨
#فیک #جیهوپ #بیتیاس #عشق #دنس
part1:
ویو ا-ت: نوری به چشام میتابید اه صبح شده، پاشدم دو دقیقه به دیوار نگاه میکردم، چشامو مالیدم به عکسی که روی دیوارم بود نگاه کردم، اون عکس عکس شخص های مهم زندگیم بودن یعنی بی تی اس بغل اون عکس، عکس جیهوپ بود امید زندگیم.(ا-ت پدر مادر نداره و با مادر بزرگش زندگی میکرد و الان به کره مهاجرت کرده )
رفتم دشوری 😂 بعد رفتم یخچال رو باز کردم گفتم یه حالی به خودم بدم پنکیک درست کردم، درحال خوردن پنکیک نازنازیم بودم که به ساعت نگاه کردم ساعت ۳تست دارم(تست برای ایدل شدن یا همون خانندگی)
بدو بدو پنکیکم رو خوردم ظرف هارو همون طوری گذاشتم داخل ظرفشویی رفتم اتاقم که آماده بشم یه دوش ده مینی گرفتم ارایش کردم که خوشگل باشم (نویسنده:بله ارایش کن اونجا بفهمن خوشگلی دردسر نشه
ا-ت:هی دیو....س مگه زشتم🤨
نویسنده:نچ نچ نچ عزیزم درست صحبت کن زشته.زیر لب:مثلا شخصیت اصلی هستی بانوی زیبا.
ا-ت:چی گفتی؟؟
نویسنده:هیچی بدو دیررر شد😩)
بلخره اماده شدم..
بعد چند مین رسیدم..
ا-ت: خب چقدر شلوغه واییی
یوری: سلام من یوریم شما(دستش رو اورد جلو به علامت دست دادن)
ویو ا-ت.
دیدم یه دختره اومد پیشم خیلی کیوت بود فکر کنم اومده اونم تست بده🤨
ا-ت: سلام منم ا-ت هستم(دست دادن)
یوری: میشه با هم دوست بشیم؟!
ا-ت: ام........ باشه😊
بلخره نوبت من شد رفتم.......
پارت بعدمنتظر باشیدد سیسی های گل🤍✨
#فیک #جیهوپ #بیتیاس #عشق #دنس
- ۲۰۳
- ۲۲ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط