A love that begins with jealousy ✨
A love that begins with jealousy ✨
part3:
ویو صبح:
پاشدم امروز میخوام با یوری برم بیرون به نظر یوری دوست خیلی خوبی برام میشه(ا-ت چند تا دوست داره ولی اونا خیلی با پسرا میگردن هرزن در کل)
پاشدم رفتم کارای لازم رو کردم صبحونه لاکچری درست کردم داشتم میخوردم که یهو زنگ در خورد.
زنگ در: دینگ دینگ(مثلا صدای زنگ)
ا-ت: خدایا اگه گذاشتن من دو دقیقه راحت باشم.
داشتم با غر غر میرفتم سمت در درو باز کردم داد زدم
ا-ت:در... د چیه... یهو حرفم قطع شد معمور پست بود😐
(نویسنده:ا-ت جان اروم باش بیچاره ری...د به خودش
ا-ت:خف..ه شو
نویسنده:👀)
معمور پست: س. سلام. م بستتون رو اوردم
ا-ت: ممنون ببخشید داد زدم
معمور پست: نه اشکالی نداره فقط اینجا رو امضاء کنید ممنون🙂
بعد اینکه ا-ت بسته رو گرفت بازش کرد همون لباسی بود که سفارش داده بود.
ا-ت: اخجوننن منتظرش بودم امروز میپوشمش😁😁😁
بعدش ظرف هارو جمع کرد رفت فیل نگاه کرد کم کم داشت خوابش میگرفت که الارم گوشیش به صدا درومد.
ا-ت: ها. چه بله
اه گوشیه......... اها یورییی
رفتم اتاقم یه دوش 10مینی گرفتم اومدم ارایش کردم خیلی خوشگل شده بودم سوار ماشین شدم رفتم طرف کافه
نشسته بودم یه نفر از پشت اسممو صدا زد.
یوری: ا-ت، ا-ت (با گریه فراوان😭😭😭)
ا-ت: بله چی شده کسی اذیتت کرده ها بگو، چرا گریه میکنی؟(ناراحت😥😥)
یوری نشست رو صندلی اشکاشو پاک کرد به صورت ناراحت ا-ت نگاه کرد گفت:..
پارت بعدی😁
منتظر باشید سیسی های من🤍
part3:
ویو صبح:
پاشدم امروز میخوام با یوری برم بیرون به نظر یوری دوست خیلی خوبی برام میشه(ا-ت چند تا دوست داره ولی اونا خیلی با پسرا میگردن هرزن در کل)
پاشدم رفتم کارای لازم رو کردم صبحونه لاکچری درست کردم داشتم میخوردم که یهو زنگ در خورد.
زنگ در: دینگ دینگ(مثلا صدای زنگ)
ا-ت: خدایا اگه گذاشتن من دو دقیقه راحت باشم.
داشتم با غر غر میرفتم سمت در درو باز کردم داد زدم
ا-ت:در... د چیه... یهو حرفم قطع شد معمور پست بود😐
(نویسنده:ا-ت جان اروم باش بیچاره ری...د به خودش
ا-ت:خف..ه شو
نویسنده:👀)
معمور پست: س. سلام. م بستتون رو اوردم
ا-ت: ممنون ببخشید داد زدم
معمور پست: نه اشکالی نداره فقط اینجا رو امضاء کنید ممنون🙂
بعد اینکه ا-ت بسته رو گرفت بازش کرد همون لباسی بود که سفارش داده بود.
ا-ت: اخجوننن منتظرش بودم امروز میپوشمش😁😁😁
بعدش ظرف هارو جمع کرد رفت فیل نگاه کرد کم کم داشت خوابش میگرفت که الارم گوشیش به صدا درومد.
ا-ت: ها. چه بله
اه گوشیه......... اها یورییی
رفتم اتاقم یه دوش 10مینی گرفتم اومدم ارایش کردم خیلی خوشگل شده بودم سوار ماشین شدم رفتم طرف کافه
نشسته بودم یه نفر از پشت اسممو صدا زد.
یوری: ا-ت، ا-ت (با گریه فراوان😭😭😭)
ا-ت: بله چی شده کسی اذیتت کرده ها بگو، چرا گریه میکنی؟(ناراحت😥😥)
یوری نشست رو صندلی اشکاشو پاک کرد به صورت ناراحت ا-ت نگاه کرد گفت:..
پارت بعدی😁
منتظر باشید سیسی های من🤍
- ۲۵۱
- ۲۲ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط