{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم امروز عجیب گرفته...

دلم امروز عجیب گرفته...


امروز که نه...


چند روزی است گرفته است...


تو بگو با دل گرفته ام چه کنم ؟؟


آرام نمی شود ... آرام نیست ...


قرار ندارد...


بیا ...


می آیی...؟؟


********* ********* ********* ********

دلم می خواهد ترانه ی خداحافظی را بنویسم...

واژه ها فرار می کنند...

دلم طاقت نمی آورد...

اشک ها امان نمی دهند...

نمی دانم...

شاید من هم روزی بی خداحافظی بروم...!
دیدگاه ها (۱۲)

ای غریبی که تو را در دل عالم وطن است ،هر کجا انجمنی هست ز دا...

خواب بودم، خواب دیدم مرده ام...بی نهایت خسته و افسرده ام...ت...

گناه نه...چاره اي نبود...!طعم سيب مي داد لبهايت...طاق زدم به...

ظاهراً هرچند میخندم ؛ درونم شاد نیست...باد اگر در غبغبم دیدی...

آری.. فکر می‌کنم تنها باشم. احتمالاً روزی هم در تنهایی خود ن...

فصل دوم بخش چهارم درد از زبان آنتونی part36

تمامِ روز خودم را با هر چیزی سرگرم می‌کنم؛با شلوغی، با آدم‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط