ویو جنی
𝓪𝓸𝓼𝓽𝓪𝓭𝓛𝓸𝓿𝓮 𝓶𝓮 ♡
Ⓟⓐⓡⓣ6
ویو جنی
لعنتی صورتش از سنگ ساخته شده دستام درد گرفت رفتم دستشویی که خونی که رو دستامه رو بشورم صورتم هم شستم از. دستشویی امدم بیرون وارد کلاس ش دم که یه دختر امد سمتم گفت
دختره. اقای جئون گفت که ترو ببرم دفترشون.. نباید لونا رو کتک میزدی الان شاید اخراج شی
جنی. تو نگران نباش اخراج نمیشم.... لبخند....
با دختره رفتم سمت دفتر استاد جئون تا دم دفترش دختره همراهم بود وقتی رسیدم دفترش دختره رفت در زدم اجازه ی ورود بهم داد وارد دفتر شدم دیدم تهیون هم انجاس رو مبل نشسته تا منو دید چشاش نزدیک بود از کاسه در بیاد
تهیونگ. جنی نگو که تو دختر اقای پارکو زدی
کوک. تهیونگ تو جنی رو میشناسی
تهیونگ. چجور نشناسم بلای جونمه
ویو کوک
با این حرف تهیونگ عصبانی شدم فکر کردم جنی دوس دخترشه نمیدونم چرا اینجوری شدم اصلا به من چه دوست دخترش باشه
کوک. دوست دخترته
تهیونگ. نبابا خواهر کصخلمه
جنی. تعریف بود یا تخربب
تهیونگ. تعریف
جنی. اهان.... تعریفتو بنازم
تهیونگ. قربونت..... جوابمو ندادی
جنی. اره خودم زدمش
تهیونگ. وای دختر بدبختمون کردی
کوک. خوب کاری کردی دختره ی لجن نچسب بی شرف...... ــ.
تهیونگ. ادامه بده داشتی میگفتی
کوک. ولش..... جنی خوب کاری کردی زدیش بهت افتخار میکنم که شاگردم
جنی. قربونتون برم استاد.... تهیونگ توهم یکم از استاد یاد بگیر
تهیونگ. حتما
کوک راستی جنی اقای پارک میخواد باهات حرف بزنه
جنی. اوکی..... کجاس الان
کوک. تو دفتره مدیره..... بزار منو تهیونگ هم باهات بیایم
جنی. باش.... راستی شما و تهیونگ همو از کجا میشناسین
تهیونگ. تو دوران پیش دبستانی با هم رفیق بودیم
جنی. اهان.... خب بریم
کوک. بریم
ویو جنی
منو استاد و تهیونگ سه تامون وارد دفتر مدیر شدیم که یهو..............
اینم ۳پارت فردا هم پارت بعد ی رو میزارم باب💟☯️🛐💜
Ⓟⓐⓡⓣ6
ویو جنی
لعنتی صورتش از سنگ ساخته شده دستام درد گرفت رفتم دستشویی که خونی که رو دستامه رو بشورم صورتم هم شستم از. دستشویی امدم بیرون وارد کلاس ش دم که یه دختر امد سمتم گفت
دختره. اقای جئون گفت که ترو ببرم دفترشون.. نباید لونا رو کتک میزدی الان شاید اخراج شی
جنی. تو نگران نباش اخراج نمیشم.... لبخند....
با دختره رفتم سمت دفتر استاد جئون تا دم دفترش دختره همراهم بود وقتی رسیدم دفترش دختره رفت در زدم اجازه ی ورود بهم داد وارد دفتر شدم دیدم تهیون هم انجاس رو مبل نشسته تا منو دید چشاش نزدیک بود از کاسه در بیاد
تهیونگ. جنی نگو که تو دختر اقای پارکو زدی
کوک. تهیونگ تو جنی رو میشناسی
تهیونگ. چجور نشناسم بلای جونمه
ویو کوک
با این حرف تهیونگ عصبانی شدم فکر کردم جنی دوس دخترشه نمیدونم چرا اینجوری شدم اصلا به من چه دوست دخترش باشه
کوک. دوست دخترته
تهیونگ. نبابا خواهر کصخلمه
جنی. تعریف بود یا تخربب
تهیونگ. تعریف
جنی. اهان.... تعریفتو بنازم
تهیونگ. قربونت..... جوابمو ندادی
جنی. اره خودم زدمش
تهیونگ. وای دختر بدبختمون کردی
کوک. خوب کاری کردی دختره ی لجن نچسب بی شرف...... ــ.
تهیونگ. ادامه بده داشتی میگفتی
کوک. ولش..... جنی خوب کاری کردی زدیش بهت افتخار میکنم که شاگردم
جنی. قربونتون برم استاد.... تهیونگ توهم یکم از استاد یاد بگیر
تهیونگ. حتما
کوک راستی جنی اقای پارک میخواد باهات حرف بزنه
جنی. اوکی..... کجاس الان
کوک. تو دفتره مدیره..... بزار منو تهیونگ هم باهات بیایم
جنی. باش.... راستی شما و تهیونگ همو از کجا میشناسین
تهیونگ. تو دوران پیش دبستانی با هم رفیق بودیم
جنی. اهان.... خب بریم
کوک. بریم
ویو جنی
منو استاد و تهیونگ سه تامون وارد دفتر مدیر شدیم که یهو..............
اینم ۳پارت فردا هم پارت بعد ی رو میزارم باب💟☯️🛐💜
- ۷۹
- ۰۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط