ویو ات
ویو ات
از کمپانی خارج شدم و رفتم سمت یه جایی بدون مقصد با گریه.
ویو اعضا
اعضا با کوک دعوا میکردند که این کار تو خیلی زشت بود
جین: حق نداشتی وارد اتاقش بشی
جیهوپ: تو بچه نیستی...فقط به خاطر یه دستبند..
تهیونگ: بهتره ازش معذرت خواهی کنی.
فردا شد و من سر کار نیومده بودم. پس فردا قبل از اعضا اومدم و وسایلم رو جمع کردم و وقتی میخواستم برم اعضا رو دیدم.
جیمین: کجا میخوای بری؟
تهیونگ: چرا وسایلت رو جمع کردی؟
ات: کمپانی دیروز برام نامه اخراج فرستاد...من اخراج شدم.
همشون ناراحت شدن و رفتن داخل اتاق و منم رفتم بیرون.
از کمپانی خارج شدم و رفتم سمت یه جایی بدون مقصد با گریه.
ویو اعضا
اعضا با کوک دعوا میکردند که این کار تو خیلی زشت بود
جین: حق نداشتی وارد اتاقش بشی
جیهوپ: تو بچه نیستی...فقط به خاطر یه دستبند..
تهیونگ: بهتره ازش معذرت خواهی کنی.
فردا شد و من سر کار نیومده بودم. پس فردا قبل از اعضا اومدم و وسایلم رو جمع کردم و وقتی میخواستم برم اعضا رو دیدم.
جیمین: کجا میخوای بری؟
تهیونگ: چرا وسایلت رو جمع کردی؟
ات: کمپانی دیروز برام نامه اخراج فرستاد...من اخراج شدم.
همشون ناراحت شدن و رفتن داخل اتاق و منم رفتم بیرون.
- ۴۸.۹k
- ۱۷ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط