تلخ تلخم،گریه دارم،مهربان! طوریم نیست
تلخ تلخم،گریه دارم،مهربان! طوریم نیست
حال من خوب است مثل حالتان طوریم نیست
باز مردم آب پاکی روی دستم ریختند
ناگهان،حالم بد است و ناگهان،طوریم نیست
در درونم زخم های کهنه لب وا کرده اند
شعر! ای آتش میان استخوان،طوریم نیست
آن تویی،ببر بیابانی که در چنگال تو
این منم،زخمی غزال نیمه جان،طوریم نیست
قارچ ها از نوک انگشتان من قد می کشند
سمی ام در خویش اما باغبان،طوریم نیست
درد دارد قطره قطره نوش جانم می کند
قهوه ای هستم درون استکان،طوریم نیست
دست می افشانم و هی پای می کوبم به خاک
قرص تب بر،قرص هذیان،قرص نان، طوریم نیست
من اوستا خوانده ام،تکفیرم ای زرتشت پیر
کفر می ورزم به چشم این و آن،طوریم نیست
شهر می گوید جنون شعر دارم ای جنون
کاش می دادی به این مردم نشان،طوریم نیست ...
حال من خوب است مثل حالتان طوریم نیست
باز مردم آب پاکی روی دستم ریختند
ناگهان،حالم بد است و ناگهان،طوریم نیست
در درونم زخم های کهنه لب وا کرده اند
شعر! ای آتش میان استخوان،طوریم نیست
آن تویی،ببر بیابانی که در چنگال تو
این منم،زخمی غزال نیمه جان،طوریم نیست
قارچ ها از نوک انگشتان من قد می کشند
سمی ام در خویش اما باغبان،طوریم نیست
درد دارد قطره قطره نوش جانم می کند
قهوه ای هستم درون استکان،طوریم نیست
دست می افشانم و هی پای می کوبم به خاک
قرص تب بر،قرص هذیان،قرص نان، طوریم نیست
من اوستا خوانده ام،تکفیرم ای زرتشت پیر
کفر می ورزم به چشم این و آن،طوریم نیست
شهر می گوید جنون شعر دارم ای جنون
کاش می دادی به این مردم نشان،طوریم نیست ...
- ۲.۵k
- ۱۵ تیر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط