{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝓷𝓪𝓶𝓮 : 𝓜𝔂 𝓫𝓮𝓪𝓾𝓽𝓲𝓯𝓾𝓵 𝓶𝓲𝓼𝓽𝓪𝓴𝓮

𝓷𝓪𝓶𝓮 : 𝓜𝔂 𝓫𝓮𝓪𝓾𝓽𝓲𝓯𝓾𝓵 𝓶𝓲𝓼𝓽𝓪𝓴𝓮
𝓟𝓪𝓻𝓽:
____________________________________
موقعیت : ساعت 22:00 سئول
بارون شدیدی می‌بارید طوری که قصد خورد کردن شیشه های خونه رو داشت.
ویو ملودی :
از حمام اومده بودم و یه راست سمت اتاق لباس ها حرکت کردم و لباس مشکی انتخاب کردم و به همراهش کفشامم پوشیدم . (اسلاید 1 و 2 ) تو آینه قدی نگاهی به خودم انداختم دختر زیبایی بودمو همه از زیبایی چشام و موهام می گفتن.
ویو 10 سال قبل :
ملودی : نه نه نه بابا لطفا منو پیش یون سوک تنها نزار لطفا
با ضربه ای که به صورتم خورد چشام سیاه شد و افتادم زمین
هیون ووک : دختره ی چشم سفید چطوری جرعت میکنی مادرتو با اسم کوچیک صدا بزنی
با داد و گریه جیغ زدم
ملودی : اون مادر من نیست. مادر من مرد. تو کشتیش
یهو از بازوم گرفت و منو به سمت انباری انداخت و گفت
هیون ووک : همونجا میمونی تا آدم شی هرزه
و بعد درو محکم بست و زانو هامو تو بغلم گرفتم و زدم زیر گریه
ویو حال :
به خودم اومدم و حواسم نبود نیم ساعت جلو آینه وایسادم به ساعتم نگاهی انداختم 23:30
ملودی : باز دیر کردم
سریع به سمت کلکسیون ماشینم رفتم و ماشین مورد علاقمو ورداشتم و سوار شدم و به سمت مهمونی حرکت کردم. جلوی در وایسادم که نگهبان اومد در رو باز کرد و تعظیم کرد و منم فقط سوییچ رو دادم دستش. همونطور به اعتماد به نفس راه میرفتم که به در ورودی اصلی رسیدم و کارت دعوت رو نشون بادیگارد دادم. و در اون جهنم رو برام باز کرد. همه یه مشت مافیای عوضی بودند که با جون مردم بازی می‌کردند دلیل حضور منم تو این مهمونی به خاطر شهرت و پولدار بودنم بود. نگاهمو از اون عوضیا گرفتم ولی حالا انگار نوبت اونا بود به من نگاه کنن و مثل همیشه تموم نگا ها رو به سمت خودم کشیدم. به سمت یه میز خالی حرکت کردم و جام شرابی ورداشتم که لنا سمتم اومد لباسش بهش خیلی میومد (اسلاید 4)
لنا : چرا انقد دیر کردی تو. کجا بودی؟
ملودی : صدامو براش مظلوم کردمو گفتم : ببخشیددددد
لنا خنده ای کردو گفت میبینم که باز نگاهای مهمونی فقط روی توعه
لب زدم
وای نگو، بدم میاد
یه مشت عوضی پولدار که جون مردم براشون شوخیه همونطور داشتم غر میزدم که یهو مهمونی ساکت شد و همه داشتن به پشت سرم نگاه میکردن حتا لنا، لنا با چشماش بهم فهموند خفه شم
راستش یکم ترسیدم و برگشتم که...

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۱)

درباره رمان / شخصیت هاشخصیت های رمان :Kim melodyViktor Arden...

شخصیت های رمان :Kim melodyViktor ArdenLena ParkAndres Morgan...

ویو ات : اماده شدم بعد رفتم تو پارکینگ متور برداشتم و به سمت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط