💭

💭
آنگاه را به یاد دارم که بهار

پاورچین
از ایوان خانه پدری سر میرسید

پرتو نارنجی خورشید
شمدانی های قرمز روی ایوان

پرواز پرستو ها و
مشامی که پر میشد از
عِطر شکوفه های پرتقال

از زندگی ....

آن همه ذوق ، اشتیاق
آن روزگار خوش

به راستی
چگونه باید به آیندگان بگوییم
افسانه ها
گاهی واقعیت هم داشته اند ....

#میلاد_جلیل
دیدگاه ها (۱)

محمود نائل شاعر خرمشهری

#غدیرجشنی بی‌نظیر در راه بود،جشنی که عطر دل‌انگیز نوروز را،ل...

پلک هایم را روی هم می گذارم و در صدای شب گم می شوم که پرست ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط