{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داغ شد پیشانی ام، بیمار چشمانت شدم

داغ شد پیشانی ام، بیمار چشمانت شدم
مثل مویت در نسیم،من هم پریشانت شدم!

عاقبت ثابت شود بودی نشانی از حیات
نبض من با دست تو اینگونه درمانت شدم!

ناخوش احوالم ببین،ازدوری ات تب کرده ام
من برای درد خود محتاج دستانت شدم!

از تب پیشانی ام دیوانه شد تب سنج من
با تب و احساس غم، آن درد پنهانت شدم!

درد دوری از تو را دکتر کجا می فهمدش
من که از لبخند تو بیمار و درمانت شدم!!!
دیدگاه ها (۵)

شهریور عاشق انار بوداما هیچ وقت حرف دلش را به انار نزد؛آخر ا...

گفت عاشق میشوم,رفت و حقایق را شکست.مست مستم بود اما باز,جامم...

دل نوشتــه هـایم استثنــا ستنه پاک نــویس داردنه چرک نویس نه...

انسانیتسن وسال نمیشناسدانسانیتوقت و بی وقت نمیشناسدانسانیتدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط