{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داغ شد پیشانی ام، بیمار چشمانت شدم

داغ شد پیشانی ام، بیمار چشمانت شدم
مثل مویت در نسیم، من هم پریشانت شدم

عاقبت ثابت شود بودی نشانی از حیات
نبض من با دست تو اینگونه درمانت شدم

ناخوش احوالم ببین ،از دوری ات تب کرده ام
من برای درد خود محتاج دستانت شدم

از تب پیشانی ام دیوانه شد تب سنج من
با تب و احساس غم، آن درد پنهانت شدم

درد دوری از تو را دکتر کجا می فهمدش
من که از لبخند تو بیمار و درمانت شدم
دیدگاه ها (۷)

شب شکنم به عشق تو... هنوز ماه من توییعشق تو شد گناه من... رم...

رفتی واز رفتنت هم آسمان باران گرفتخنده ها خشکیدبرلب،اشکها سا...

گاه دلتنـــــــگ می شوم دلتنـگتر از تمام دلتنگـــــــــی هاح...

نگارم رفتنت دیوانه ام کرد...هوای دیدنت پروانه ام کرد... شدم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط