{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیشب رفتیم خونه یک از فامیلامون... یه دختر 4 ساله داره

دیشب رفتیم خونه یک از فامیلامون... یه دختر 4 ساله داره
اومده جلو من میگه: این علامت حاکم بزرگ میتی کمان
احــــترام بزارین
خواستم ضایع نشه زانو زدم احترام گذاشتم
لامصب برگشته میگه: تو نمیخواد احترام بذاری
تو از خودمونی زومبه
هیچی دیگه با خاک یکسان شدم
دیدگاه ها (۴)

بابام زیاد کامپیوترش خوب نیست.زنگ زده میگه این آهنگای شجریان...

الان یکی زنگ زد؛ گفت: شماااااا ؟! منم گفتم: ببخشید اشتباه ب...

اونائی که به حرفهای بی ادبی علاقه دارن این پیام رو بخونن+18 ...

آرزو دارم .... ناخواسته به دست آورید .... !آنچه را که بيصدا ...

پارت ۲بچه ها ببخشید تو پست قبلی یادم رفت بگم که فکر کنم خودت...

سناریو سانزو پارت اول بازم داشتی تو کوچه خیابونا دنبال کار م...

دیشب رفتیم خونه یک از فامیلامون... یه دختر 4 ساله داره ...او...

دیشب رفتیم خونه یک از فامیلامون... یه دختر 4 ساله داره ...او...

دیشب رفتیم خونه یک از فامیلامون... یه دختر 4 ساله داره ...او...

دیشب رفتیم خونه یک از فامیلامون... یه دختر 4 ساله داره ...او...

دیشب رفتیم خونه یک از فامیلامون... یه دختر 4 ساله داره ...او...

دیشب رفتیم خونه یک از فامیلامون...یه دختر 4 ساله داره ...اوم...

دیشب رفتیم خونه یک از فامیلامون... یه دختر 4 ساله داره ...او...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط