از آغاز

از آغاز؛
از همان‌جایی که هنوز اسمِ حالَت را بلد نبودی،
اما سنگینی‌اش را، مثل باری خاموش، با خودت می‌کشیدی.
جایی که غم هنوز صورت نداشت
و فقط فشاری گُنگ
روی سینه می‌نشست؛
و هیچ‌کس به تو نگفته بود
طبیعی‌ست
اگر ندانی دقیقاً چه‌ات شده.
دیدگاه ها (۰)

دعای ایام هفته (کوتاه و کاربردی):شنبه:خدایا، آغاز هفته‌ام را...

سلام 🌤️«صبح بخیر»‌های ایام هفته با دعا برای دوست، کوتاه و صم...

آدم گاهی غمگین نیست؛فقط زیادی دوام آورده.زیادی فهمیده،زیادی ...

غم همیشه اندوه نیست؛گاهی صدای آهسته‌ی جان استکه دیگر جایی بر...

رمان j_k

p19ات با قدم‌های تند و عصبی از کنار جمعیت جدا شد. هنوز نفسش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط