{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خـط ِ اشکی …میسـوزانـد صـورتـم را

خـط ِ اشکی …میسـوزانـد صـورتـم را

خوش به حال باد

گونه هایت را لمس می کند

و هیچ کس از او نمی پرسد که با تو چه

نسبتی دارد

کاش مرا باد می آفریدند

تو را برگ درختی خلق می کردند

عشق بازی برگ و باد را دیده ای؟! در

هم می پیچند و عاشق تر می شوند!!!!!!!
دیدگاه ها (۳)

من چشم می گذارمبه خواستن اتتا عشق می شمارمتو قایم می شویصدای...

و منتمام غروب های دنیا راچشم به راهت بوده امروی بغض نیمکتی پ...

مثل زن های کولی دنبال جاده های بی مقصد می گردم در گوشه های ...

تو با کدامین رویا آمدی؟با کدامین درد رفتی؟که هنوز که هنوز اس...

برای تو که از مرگ ارزشمند تر و از جان خوار تر بودی :حالم خوش...

نقد فیلم «جادوگر کرملین»

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط