گل خونی
گل خونی
پارت 8
و تهیونگ و جونگکوک رفتن اتاق
+ پس تو دلت تنبیه میخواد منم بدم نمیاد تورو تنبیه کنم
- ارع خب که چی الان میخوای چیکار کنی
+ بعدا خودت میفهمی ( با یک نیش خند )
- میدونم میخوای چیکار کنی
+ خوبه که میدونی
تهیونگ دست شو برد جای کمر جونگکوک بعد جونگکوک رو به خودش چسبوند
- داری چیکار میکنی
+ مگه خودت نگفتی میدونم
- من فکر کردم میخوای منو کتک بزنی
+ چرا باید پسر به این خوشگلی رو بزنم
- من باید برم بای
+ کجا کوچولو تازه کار مون داشت شروع میشد
تا میخواست جونگکوک رو بگیره جونگکوک فرار کرد
+ به خشکی شانس
- اخش اخر از دستش فرار کردم
+ خدمتکار
# بله قربان
+ برو اتاق رو به اون پسره که با من امد نشون بده
# چشم قربان
و خدمتکار رفت اتاق جونگکوک و تهیونگ رو نشون جونگکوک بده
و باهم رفتن و ...
پارت 8
و تهیونگ و جونگکوک رفتن اتاق
+ پس تو دلت تنبیه میخواد منم بدم نمیاد تورو تنبیه کنم
- ارع خب که چی الان میخوای چیکار کنی
+ بعدا خودت میفهمی ( با یک نیش خند )
- میدونم میخوای چیکار کنی
+ خوبه که میدونی
تهیونگ دست شو برد جای کمر جونگکوک بعد جونگکوک رو به خودش چسبوند
- داری چیکار میکنی
+ مگه خودت نگفتی میدونم
- من فکر کردم میخوای منو کتک بزنی
+ چرا باید پسر به این خوشگلی رو بزنم
- من باید برم بای
+ کجا کوچولو تازه کار مون داشت شروع میشد
تا میخواست جونگکوک رو بگیره جونگکوک فرار کرد
+ به خشکی شانس
- اخش اخر از دستش فرار کردم
+ خدمتکار
# بله قربان
+ برو اتاق رو به اون پسره که با من امد نشون بده
# چشم قربان
و خدمتکار رفت اتاق جونگکوک و تهیونگ رو نشون جونگکوک بده
و باهم رفتن و ...
- ۳۳
- ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط