گل خونی
پارت 9
رفتن داخل اتاق
& اینجا اتاق شما و اقای تهیونگ هست
- چی یعنی با باید توی یک اتاق بخوابیم
& بله
تااینو شنید رفت سمت اتاق کار تهیونگ (در زد )
+ بیا تو
- چرا باید اتاق منو تو باهم باشه این همه اتاق چرا نمیری یک اتاق دیگه
+ چون دوست دارم اینجا کسی حق نداره رو حرف من حرف بزنه وگرنه تنبیه میشه
ویو جونگکوک : مثلا کی هست که کسی رو حرفش حرف نزنه
- مثلا چه تنبیهی میخوای کنی
+ (نیش خند زد ) پس میخوای تنبیه بشی اون دفع فرار کردی الان دیگه نمیتونی
یک قدم یک قدم میرفت جلو جونگکوک هم داشت میرفت عقب که خورد به دیوار تهیونگ هم فقط یک انگشت از جونگکوک فاصله داشت
+پس میخوای بدونی چه تنبیهی این تنبیه فقط برای تو نه برای کس دیگه
- ارع میخوام بدونم چی ( با تعجب)
ویو جونگکوک: چی اونی که من فکر میکنم رو میخواد کنه
یک دفع تهیونگ جونگکوک رو بغل کرد و داشت میرفت سمت اتاق هی جونگکوک داد میزد منو ول کن ولی تهیونگ نمیکرد و تهیونگ در اتاق رو باز کرد و رفت داخل به ندیمه ها گفت برین برون زود و ندیمه ها رفتن بیرون و تهیونگ جونگکوک رو ......
پارت 9
رفتن داخل اتاق
& اینجا اتاق شما و اقای تهیونگ هست
- چی یعنی با باید توی یک اتاق بخوابیم
& بله
تااینو شنید رفت سمت اتاق کار تهیونگ (در زد )
+ بیا تو
- چرا باید اتاق منو تو باهم باشه این همه اتاق چرا نمیری یک اتاق دیگه
+ چون دوست دارم اینجا کسی حق نداره رو حرف من حرف بزنه وگرنه تنبیه میشه
ویو جونگکوک : مثلا کی هست که کسی رو حرفش حرف نزنه
- مثلا چه تنبیهی میخوای کنی
+ (نیش خند زد ) پس میخوای تنبیه بشی اون دفع فرار کردی الان دیگه نمیتونی
یک قدم یک قدم میرفت جلو جونگکوک هم داشت میرفت عقب که خورد به دیوار تهیونگ هم فقط یک انگشت از جونگکوک فاصله داشت
+پس میخوای بدونی چه تنبیهی این تنبیه فقط برای تو نه برای کس دیگه
- ارع میخوام بدونم چی ( با تعجب)
ویو جونگکوک: چی اونی که من فکر میکنم رو میخواد کنه
یک دفع تهیونگ جونگکوک رو بغل کرد و داشت میرفت سمت اتاق هی جونگکوک داد میزد منو ول کن ولی تهیونگ نمیکرد و تهیونگ در اتاق رو باز کرد و رفت داخل به ندیمه ها گفت برین برون زود و ندیمه ها رفتن بیرون و تهیونگ جونگکوک رو ......
- ۲۸۳
- ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط