{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حسیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

حسیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن جان
دیروز با یک استکان آب خنک دعوایم شد!
که (تو به چه درد میخوری؟؟؟ وقتی.....)
صورتش ازشرم قرمز شد....!
من ماندم و یک استکان پراز خون
دیدگاه ها (۱)

الهیی امین

☀ﺁﻗﺎ ☀ﺟﺎﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﺳﺎﻟﻬﺎ ﮐﻪ ﺩﺭﺱ ﺧﻮﺍﻧﺪﯾﻢ ;.ﺩﺑﯿﺮ ﺭﯾﺎﺿﯽ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻧ...

این عکس واقعا عالیه.به اون پیر مرد که داره میره تو قبر نگاه ...

یا قمر بنی هاشم

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p13دستام رو گذاشت...

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p57بعد از چند ثانیه گفت:«از وقتی یادت میا...

Do I love him, or do I hate him?p:⁷*رفتن داخل* ویو جینا +چیز...

شب التیام.

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:20فقط به ا.ت صدمه زدم فق...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 163♡⁠。⁠)⁩وقتي خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط