پارت سه

پارت سه
ات ویو
با دل درد تو بغل جیمین بیدار شدم خودم هم باورم نمی شد که الان تو رابطه ام تو فکر بودم که با صدای جیمین به خودم اومدم
جیمین:صبح بخیر بریم حموم
ات:بریم
جیمین:اجوما من میرم حموم تو صبحانه رو اماده کن
اجوما:باشه پسر
پرش زمانی به حموم
ات:جیمین خانوادت کجان
جیمین:خواهر کوچکم همین جا تو این خونست داداشم و مادر تو بچگی ابجیم از دنیا رفتن
ات:نمی خواستم ناراحت شی
جیمین:نه نیستم فقط تو دلت درد نداره
ات:داره خیلی هم داره دارم میمیرم
جیمین:برو تو وان تا ماساژت بدم
ات:باشه
پرش زمانی به بعد از حموم
جیمین:سلام اجوما سلام جینا
جینا:سلام داداشی (بچها جینا ۱۴سالشه)
اجوما:سلام پسرم
جیمین:یه بشقاب دیگه هم بزارید میخواهم با یکی اشناتون کنم
اجوما:باشه پسرم
جینا:داداشی اون کیه
جیمین:می بینی
جینا:دختره یا پسر
جیمین:دختر
جینا:چند سالشه
جیمین:۲۵(سن جیمین ۲۸)
جینا:پس بزرگه
جیمین:اره
جینا:اسمش چیه شغلش چیه؟؟؟؟؟
جیمین:دیونه شدم بیاد خودت بپرس
ات:سلام😳
جینا:عااا چقدر خوشگله
جیمین:بیا بشین
ات:باشه (رفت پیش جیمین سر سفره نشست)
پرش زمانی به بعد صبحونه
جینا:خودتو معرفی میکنی
(بچها روز تعطیله)
ت:اااا اره من کیم ات هستم ۲۵سالمه دکتر زنان و زایمان هستم مادر و پدرم خارج از کشور هستن و تک فرزندم
جینا:منم پارک چینا هستم ۱۴سالمه خواهر کوچیکه جیمینم و خانوادم که فک کنم بدونی
ات:اره میدونم
جینا:جیمین میشه من با ات برم خرید
جیمین:شما برید زود برگردید منم میرم شرکت
جینا:باشه داداشی ات من میرم اماده شم توهم اماده شو
ات:باشه
ویوات
از جینا خیلی خوشم اومد رفتم تو اتاق زنگ زدم به یونا و در حال اماده شدن باهاش حرف زدم
یونا:سلام درمان گر اعضم
ات:میای بریم خرید راستی چیشد کای (کای اکسو رو نمی گم)
فهمید
یونا:اره میام اره اونم فهمید باید تدارکات عروسی رو ببینم
ات:پس بریم لباس بخریم راستی من دوس پسر دارم
یونا:چرا الان خبر میدی
ات:خب یهویی شد بعدشم منو برد خونشون با خواهر اشنا کرد عاشق خواهرش شدم خیلی نازه اومد وارم اونم منو دوست داشته باشه
یونا:مطمعن باش دوست داره
و این مکالمه ادامه دارد
جینا ویو
داشتم میرفتم ببینم ات کجا موند دیدم داره حرف میزنه گوش دادم فهمیدم از من خوشش اومده منم اونو دوست دارم خیلی معدبه و واسه داداشم هم مناسبه اون خانم دکتره
جینا:ات اماده ای
ات:اره بریم
.
.
.
.
ادامه دارد
شرط ها
۵تا لایک و ۳تا کامنت
دیدگاه ها (۰)

اسلاید دوم رنگ مو ات پارت ۲ ات ویو داشتم با خودم فکر میکردم ...

پارت یک پرش زمانی به یک سال قبل ویو ات داشتم تو خیابان به سم...

جیمین فیک زندگی پارت ۸۵#پایان فلش بکجیمین: اینجوری شد دیگهما...

رمان جیمین ( خیانت) پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط