پارت یک

پارت یک
پرش زمانی به یک سال قبل
ویو ات
داشتم تو خیابان به سمت بیمارستان میرفتم بیمار زیاد دارشتم باید زود تر خودمو برسونم
ات: سلام یونی خوشگل و خنگم
یونا:سلام درمان گر درد هام
ات:خب چنتا بیمار داریم
یونا :ات
ات:جونم
یونا:احتمال داره از بین ۱۰تا بیبی چک ۲تا منفی بشه ۸مثبت احتمال بارداری داره
ات:تو خودت چی فک میکنی
یونا:کجا بچه رو سقط می کنن
ات:حقیقت رو بگو
یونا:باردارممممممممم
ات:دارم خاله میشم ،باباش میدونه؟؟؟؟؟
یونا:نه
ات:خب یکی از اون بیبی چک هارو نشونش بده
یونا:اوک
جیمین ویو
داشتم تو خیابون قدم میزدم که یه دختر با موهای ابی فانتزی و خیلی کیوت دیدم وارد بیمارستان شد منم تعقیبش کردم متوجه شدم دکتره زنان و زایمانه تصمیم گرفتم باهاش حرف بزنم که
*: دکتتتررررردکتررررر
ات:یونا بدو
یونا:مشکل چیه (بچها ات دکتر زنان و زایمان یونا جراح قلب اما چون دوستن گاهی از هم میپرسن که چنتا بیمار دارن)
*: زنم تیر خورده
یونا:به کدوم قسمت
*:به پایین قلبش
یونا: برید اتاق عمل ،ات کمکم کن
ات:اروم باش
یونا:من ارومم فقط میخواهم اگر کاری نداری دستارم باشی چون دستیارم مرخصیه
ات:تو برو اگه تونستم میام
یونا:باشه
خب امید وارم خوشتون بیاد
لطفا حمایت
اصمات هم مینویسم اگه دوست ندارید نخونید
دیدگاه ها (۳)

اسلاید دوم رنگ مو ات پارت ۲ ات ویو داشتم با خودم فکر میکردم ...

پارت سه ات ویوبا دل درد تو بغل جیمین بیدار شدم خودم هم باورم...

خلاصه : بزرگ ترین مافیا کره عاشق سکی از برده هاش میشه اما‌.....

سلام میخوام از یه رمان شروع کنم از جیمین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط