{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز ای دل ، دل دیوانه هوا زد به سرت ؟

باز ای دل ، دل دیوانه هوا زد به سرت ؟
کرده ای باز فراموش همه شب چشم ترت ؟

باز داری طلب عشق که دیوانه شوی ؟
دلبری گیری و هر لحظه در آرد پدرت ؟

تو چرا زود ز یادت همهٔ غمها رفت ؟
چه کسی سر به تو زد یا که گرفته خبرت ؟

تو کجا عشق کجا ای دل تنها شده ام ؟
باز خواهی که شود خم ز عذابش کمرت ؟

عشق سهم تو نباشد ز چه بیهوده روی ؟
چه شده باز به سر آمده فکر خطرت ؟

دل من ای دل دیوانه تو آرام بخواب
دلبری نیست که یک لحظه بجوید اثرت..
دیدگاه ها (۳)

لرزشی دارد دلم انگار دلتنگت شدمخوب می دانی که من با عشوه ای ...

چه غریبانه نشستم سر راهت که بـیاییچه غریبانه غریبانه نوشتم ک...

اسم زیبایت قرارش بین این اشعار نیستقلب تو درگیر اما مثل من ب...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتم دیدم که همان عاشق معشو...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمدی...

قصه تلخ از عشق

#عاشقانه_های_من#شعر #شعر_های_زیبا#زیبا #خاص #عاشقانه #غمگین ...

عشق شرطی

⁰¹ : ⁰¹..فریاد ها سر دادم در کویر احساساتت، تو اما گویی کر ش...

با همه‌ی بی‌سر و سامانی‌امباز به دنبال پریشانی‌امطاقت فرسودگ...

سناریو تهیونگ

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط