{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دݪــ♥ ️ـم او را که عکسش مانده بر دیوار می خواهد

دݪــ♥ ️ـم او را که عکسش مانده بر دیوار می خواهد
و او را در کنارِ خود شبی پرگار می خواهد
شوم نقطه، بچرخد دور من با حس و حالی خوب
خدا داند که او را مست نه، هوشیار می خواهد
کنم شانه به پنجه گیسوانِ رنگِ خرما را
بگوید او مرا یک نه ، هزاران بار می خواهد
در اوجِ خنده هایش یک غزل خواند برایِ من
دل سرگشته ام دلدارِ خوش گفتار می خواهد
دل حسرت کشم با من بخوان این مصرع آخر
که فتح قلب او سرباز نه، سردار می خواهد
دیدگاه ها (۱۹)

نازنینا!حس وحالم بستگی دارد به توسقف پروازِ خیالم بستگی دارد...

گاهگاهی در زمستان شب نشینی لازم استآتش و چای نبات و بوسه چین...

گاهی برایم اخم کن؛ این قدر خوش روئی بد استاین خطِ نستعلیقِ ر...

غروب از ترس تنهایی شدم هم صحبت دریا نه دریا درد من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط