{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱

پارت ۱
شروع.
ویو ته
هانا اومد تو اتاق
هانا.سلام عشقم چطوری
ته‌. حالم خوبه بیب حال تو چطوره
هانا. خوبم ددی
ته. اها فهمیدم
(ما مزام نمیشیم راحت باشید)
فردا صبح
ته از جاش بلند شد داشت از اتاق سلین رو میشد دید داره با لبخند وسایلش میزاره تو کیفش تا بحال لبخند شو ندید بود محو لبخند شود بود که سلین اون دید لبخندش محو شد
سلین. کاری داشتین (با لکنت)
ته‌. به کارت ادامه بده کاریت ندارم بعد بیا پایین صبحونه بخور
سلین. نه مرسی من گشنمه نیست(لکنت)
ته. ازم میترسی نه
سلین‌ . نه معلوم که نه (لکنت)
ته. لکنت صدات که اینو نمیگه تو دورغ گفتن خوب نیستی
سلین. آره خوب نیستم (لکنت )
سلین. من دیگه باید برم مدرسه ام دیر شده بابت مکالمه کوتاه تون ازتون ممنونم آقای کیم
ته. وایسا وایسا تو گفتی آقای کیم یجور میگی انگار من خواستم بهم نگی
سلین. خودتون همیشه تو هر دعوایی این میگفتین
ته. خوب از این به بعد بگو بابا اونا مال قبلا بود
پایان پارت ۱
ببخشد سیسی ها حوصله نداشتم
دیدگاه ها (۰)

شروع:پارت معرفی اسم فیک. بابای من رئیس مافیاست پارک هانا . ز...

وقتی از دست پدر مافیات فرار کردیپپارت ۵شروع :ته . یعنی چی که...

وقتی از دست پدر مافیات فرار کردی...پارت ۴شروع ‌.ات. جونیور ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط