امیر:مزه نریز
امیر:مزه نریز
_چرا نریزم بی مزه میشه که
امیر:برو بابا
_مگه من باباتم که می گی برم؟ اصلا کجا برم؟ هاهاها؟؟؟؟ بگو دیگه
-بس کنید ..... آیلار زود باش بریم
_به روی چشم.....
-آیلار دلتنگ نشدی؟؟؟
_برای کی؟.... برای چی؟.... چرا دلتنگ شم؟ ....برای یه آدم بی ارزش؟..... که زندگیم رو یه باد داد؟....
-ولی من دلتنگم
_تو دیونه ای
-نه دیونه نیستم ....دلتنگ اون روزهام.... دلتنگ خنده های از ته دل.... دلتنگ شیطنت های شبانه روز....خسته شدم از این همه تظاهر....
_بسه دیگه نمی خوام بشنوم.....نمی خوااااام.... می فهمی از این دلتنگیااا بدم میاد....متنفر ام.....
-باشه باشه نمی گم تو آروم باش آروم باشه .....آیلارررر.....چی شد؟!؟! قرص ها رو کجا گزاشتی؟ !؟!
_ت....تو.... کش.....کشو........
-بیا بخور آبجی
_ممنون
-آبجی جونم از دستم نا راحتی؟؟؟؟
_نه..... می خوام بخوابم .......شب بخیر آیدا
-متاسفم ....... شب بخیر .......
_آیلاررر می کشم ...... حالا روی من آب می ریزی؟!؟! بیام بکشمت؟؟؟؟ بی شعور....عوضی......روانی.....
همین جوری که داشتم می دویدم گفتم_اولن شتر در خواب بیند پنبه دانه دومن برای هزارمین بار لقب های خودت رو به من نده گودزیلا
-گمشو
_من که گم نمی شم جاده رو بلدم
-خسته شدم بابا بیا بشین کاریت ندارم
_آره جون خودت کاریم نداری
-بلاخره که من حسابت رو می رسم حالا ببین
_آره من هم می شینم نگات می کنم
-ایییش برای هر چی هم یه جوابی داره
_پ چی
:تق تق تق تق
_برو ببین کیه
-خودت برو من هنوز آماده نشدم
_ای...... اففففففف
رفتم در رو وا کردم و دوتا غول رو به روم بودن که بیا و ببین
_س....سلا.....سلام.....کاری....کاری داشتین؟؟؟
یارو:شما خانم آیلار راد هستین؟!؟!
_بله خودم هستم
یارو:من از طرف آقای تهرانی اومدم
_خو من چیکار کنم؟!؟!
یارو:باید با ما بیاین همراه خانم صابری
_چشم... الان میاین
-آیلار کیه؟؟؟؟
_دوتا آدم از طرف آقای تهرانی
-وایییییی دیر شد....الان آماده میشم میام....بهشون بگو بیان داخل......
_بفرمایید تو ...... هوا گرمه
یارو:خیلی ممنون ما تو ماشین منتظریم
_چرا نریزم بی مزه میشه که
امیر:برو بابا
_مگه من باباتم که می گی برم؟ اصلا کجا برم؟ هاهاها؟؟؟؟ بگو دیگه
-بس کنید ..... آیلار زود باش بریم
_به روی چشم.....
-آیلار دلتنگ نشدی؟؟؟
_برای کی؟.... برای چی؟.... چرا دلتنگ شم؟ ....برای یه آدم بی ارزش؟..... که زندگیم رو یه باد داد؟....
-ولی من دلتنگم
_تو دیونه ای
-نه دیونه نیستم ....دلتنگ اون روزهام.... دلتنگ خنده های از ته دل.... دلتنگ شیطنت های شبانه روز....خسته شدم از این همه تظاهر....
_بسه دیگه نمی خوام بشنوم.....نمی خوااااام.... می فهمی از این دلتنگیااا بدم میاد....متنفر ام.....
-باشه باشه نمی گم تو آروم باش آروم باشه .....آیلارررر.....چی شد؟!؟! قرص ها رو کجا گزاشتی؟ !؟!
_ت....تو.... کش.....کشو........
-بیا بخور آبجی
_ممنون
-آبجی جونم از دستم نا راحتی؟؟؟؟
_نه..... می خوام بخوابم .......شب بخیر آیدا
-متاسفم ....... شب بخیر .......
_آیلاررر می کشم ...... حالا روی من آب می ریزی؟!؟! بیام بکشمت؟؟؟؟ بی شعور....عوضی......روانی.....
همین جوری که داشتم می دویدم گفتم_اولن شتر در خواب بیند پنبه دانه دومن برای هزارمین بار لقب های خودت رو به من نده گودزیلا
-گمشو
_من که گم نمی شم جاده رو بلدم
-خسته شدم بابا بیا بشین کاریت ندارم
_آره جون خودت کاریم نداری
-بلاخره که من حسابت رو می رسم حالا ببین
_آره من هم می شینم نگات می کنم
-ایییش برای هر چی هم یه جوابی داره
_پ چی
:تق تق تق تق
_برو ببین کیه
-خودت برو من هنوز آماده نشدم
_ای...... اففففففف
رفتم در رو وا کردم و دوتا غول رو به روم بودن که بیا و ببین
_س....سلا.....سلام.....کاری....کاری داشتین؟؟؟
یارو:شما خانم آیلار راد هستین؟!؟!
_بله خودم هستم
یارو:من از طرف آقای تهرانی اومدم
_خو من چیکار کنم؟!؟!
یارو:باید با ما بیاین همراه خانم صابری
_چشم... الان میاین
-آیلار کیه؟؟؟؟
_دوتا آدم از طرف آقای تهرانی
-وایییییی دیر شد....الان آماده میشم میام....بهشون بگو بیان داخل......
_بفرمایید تو ...... هوا گرمه
یارو:خیلی ممنون ما تو ماشین منتظریم
- ۳.۶k
- ۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط