{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می خواهم مهمانی بگیرم...

می خواهم مهمانی بگیرم...
یک مهمانی دو نفره...
من و ....
من و خدا...
به صرف قهوه...
قهوه ای تلخ...
به تلخی خودم...
شاید برایش شکر هم گذاشتم
اما نه...
نمک می گذارم...
باید خدا را نمک گیر کنم...
می خواهم اینگونه او را مجبور کنم...
مجبور کنم تا او هم مرا دعوت کند...
به همان آرامش غریبی که در کنارش می توان داشت...
دیدگاه ها (۲)

اینم نذر امروزم واسه خواهرم ولی اصلا حوصلشو نداشتم تزینش کنم

دوستای گلم لایک نمیخوام فقط برای خواهرم دعا کنید

امام حسین ضامن سلامتی خواهرم شو

.. خدایا، تنم خسته است ودلم شکسته وجزتوکسی راندارم که بااودر...

هم اتاقی قدیمی -پارت-۳۵

هم اتاقی قدیمی -پارت-۳۷

⁰⁰ : ⁰⁰⁰⁵`⁰⁶`⁰²..گویا قلم در دستانم قلم شده و افکارم در انبو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط