زنـــــــدگی بـــه شیـــــوه شهــــــدا
زنـــــــدگی بـــه شیـــــوه شهــــــدا
فتنه 88 خیلی فکرش در گیر بود چند روزی رفت تهران و برگشت . مرتب اخبار و روزنامه و....
. خلاصه یک روز تو خونه دیدم یک میخ برداشته روی درب کمدش میکوبه گفتم چه کار میکنی در جوابم گفت . بشین نگاه کن .
. میخ و که کوبید همین لباس پلنگی که تو عکس تنش هست از تو رگال لباسهاس برداشت و آویز کرد به میخ .پوتین جوراب و گت هاشو هم آماده گذاشت پایین لباسهاش
. وقتی ازش سوال کردم این کار واسه چیست .
. در جوابم گفت . آماده آماده ام که اگر امام خامنه ای حکم دادند برای مقابله لحظه ای هم دیر نشود و به موقع برسم . .بله همیشه چشم و گوشش به دهان آقا بود .
«به نقل از مادر شهیدحسن قاسمی دانا»
فتنه 88 خیلی فکرش در گیر بود چند روزی رفت تهران و برگشت . مرتب اخبار و روزنامه و....
. خلاصه یک روز تو خونه دیدم یک میخ برداشته روی درب کمدش میکوبه گفتم چه کار میکنی در جوابم گفت . بشین نگاه کن .
. میخ و که کوبید همین لباس پلنگی که تو عکس تنش هست از تو رگال لباسهاس برداشت و آویز کرد به میخ .پوتین جوراب و گت هاشو هم آماده گذاشت پایین لباسهاش
. وقتی ازش سوال کردم این کار واسه چیست .
. در جوابم گفت . آماده آماده ام که اگر امام خامنه ای حکم دادند برای مقابله لحظه ای هم دیر نشود و به موقع برسم . .بله همیشه چشم و گوشش به دهان آقا بود .
«به نقل از مادر شهیدحسن قاسمی دانا»
- ۹۳۳
- ۱۳ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط