{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هیچکس مثل من اینگونه گرفتار نشد

هیچکس مثل من اینگونه گرفتار نشد

 با شکوه آمده و بی کس و بی یار نشد 

 
حال و روز منِ آواره تماشا دارد

 تکیه گاهم بجز این گوش? دیوار نشد

 

روزه دارم من و لب تشنه وسر گردانم

بین این شهر کسی بانیِ افطار نشد

 

دست بر دست زنم دل نِگرام چه کنم

مثل من هیچ سَفیری خجل از یار نشد

 

خواستم تابرسانم به تو پیغام ، میا

پسر فاطمه ، شرمنده ام انگار ، نشد

 

گر زنی سینه سپر کرده برایم صد شکر

سینه اش سوخته از داغیِ مسمار نشد



#محرم ...
دیدگاه ها (۲)

روی دستش، پسرش رفت، ولی قولش نه   !نیزه ها تا جگرش رفت، ولی ...

ما نوحه می کنیم و عزادار نیستیمیعنی که عاشقیم و گرفتار نیستی...

گفتی نمی خواهی که دریا را بلد باشیاما تو باید خانه ی ما را ب...

فهمید دارم حسرتی ، داغی ، غمی ، فهمیداز حجم اقیانوس دردم ، ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط