{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت 45🌼

ایلین: در هواپیما باز شد و ما اولین نفر هایی بودیم که از هواپیما پیاده میشن یهو دیدیم کلیی ارمی جلومون هستن

نامجون: یاا ارتش ارمی

جین: اووهاا واقعا این قدر ارمی امدن استقبال مااا

تهیونگ: وییی ننه نیگاه اون بچه هه اونجا

جونگکوک: میگماا درسا اینجا نیس🫣
تهیونگ: هووف این باز شروع کرد

ایلین: بیا نگاه کنین این همه ارمی از راه دور شما رو دوست دارن
یهو دیدم یکی پرید بغلم
درسا بود

درسا: ایلیینننن وایی چقدر تغییر کردی دلم برات تنگ شده بود

جونگکوک: چرا نیومد بغل من🤣🤨
درسا: عررر بالا خره تونستمbtsرو ببینم واایییی
(یک ساعت بعد)

شوگا: واایی واقعا ایران جای خوبی هست مخصوصا رامی هاش

جیمین: ارع ارمی هاش تا نا رو دیدن غش کردن🤣🤣

جین: فقط اون ارمیه بهش چشمک زدن غش ثرد بدبخت

ایلین: 🤣🤣خوب جونگکوک و تهیونگ کجان

جیهوپ: رفتن با درسا گردش

ایلین: اونا که هنوز نرسیدن

جیهوپ: چممم🤷🏻‍♂️

(دوروز بعد)

شوگا: خوب این دوروز کاملا همه جا رفتیم باید هرچه زود تر کنسرت رو برگزار کنیم

ایلین: ارع من با اقای پی دی نیم حرف زدم گفت پس فردا کارا تموم میشه و میتونید کنسرت بزارید

تهیونگ: پس ازدواج شما چیی

جونگکوک: خوب مگه کره ازدواج نمیکنن

ایلین: راستش من یع فکر دارم بهتره ایران عقد کنیم و بریم کره عروسی کنیم

جیمین: اهممم ارع خوبه

نامجون: بیاین رو صحنه ازدواج کنین😂
دیدگاه ها (۰)

پارت46🌼ایلین: بیشین بابا مگه رو استیج میشه عروسی کرد شوگا: ا...

وایییی یه خبر خوب.. 🥲700تایی شدممممم ♡ارتش ارمی میتونه بیشنر...

پیج دومم فالو شه از bts ویدیو و اخبار میزارم💙

پارت 44🌼(ظهر) ایلین: اووههه چمدون ها هم تموم شدن خوب بیاین ت...

꧁ 𝘿𝙖𝙧𝙠 𝙡𝙞𝙛𝙚 ꧂𝙥𝙖𝙧𝙩⁷⁰جونگکوک: موقعیت دقیقش رو بهم بده.. نمیتون...

"بوسه آتش بر گونه رز "part ۳-میبینم شما دوتا صمیمی شدین!تهیو...

"بوسه آتش بر گونه رز "part 5تهیونگ به چشم هاش خیره شده بود ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط