{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گلوی آدم را گاهی باید بتراشند . . . .

گلوی آدم را گاهی باید بتراشند . . . .


تا برای دلتنگی های تازه جا باز شود . . . .


دلتنگی هایی که جایشان نه در دل ،


که در گلوی آدم است . . . .


ِدلتنگی هایی که میتوانند آدم را خفه کنند . . . . !!! 




شبهایم رابا چشمان خیس آغشته به جنون ،


سپری می کنم . . . .


و باد ،


چه زیبا زندگی تکراریم رادر اتاق ،


به رقص وا می دارد . . . .
دیدگاه ها (۳)

مــَـن بـی تــو ،شعـــر خــواهــم نــوشت . . . .تـــو بــی م...

دلمان خوش است که می نویسیم..... و دیگران می خوانند.... و ع...

بمباران تنهایی . . . .غربت سخت و دلگیـــــــــــــر . . . .ل...

در این زمانه آدمها ,حتی حوصله ندارند به حرفهای سر زبانی یکد...

«من زنده ام» پاهای خسته ام را از اسارت کفش ازاد میکنم. قدم ...

پارت دوازدهم-سیب زمینی-

name:عشق و جداییpart:44ویو بوراصبح با نور که از لای پرده بیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط