{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من تورا آنگونه دوست داشتم

من تورا آنگونه دوست داشتم
که مجنون لیلایش را
آنگونه چشم به راه بودم
که یعقوب یوسفش را
آنگونه می پرستیدم
که عرب لات و عُزایش را
آنگونه باور داشتم
که محمّد خدایش را
تو مرا اما...
چنان نمی خواستی،
که آدمی گناهانش را!
دیدگاه ها (۱)

تنها لحظه اکنون است که واقعیت داردباقی یا خاطره است یا خیال....

ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ ﺍﺯ ﺷﺐ ﻧﻔﺮﻳﻦ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﺑﻲ ﺭﺣﻤﻲﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ ... ﻣﻲ ﺗﺮﺳﻢ ... ﻭ ...

به دنیا پشت میکنمچشم میگذارمهرکجا میخواهی پنهان شوهرچقدر میخ...

یک قدم دورتر از تو هــوایـــم ابــری‌سـت...

چرا...؟وقتی می‌دانستی هر نفسم به امید ماندن تو بند است،چرا ر...

#شعر_معاصر 🍂به کویت با دل شاد آمدم با چشم تر رفتمبه دل امید ...

_____پارت¹⁵ نفرین کوچولو_____به هر قیمتی که شده، باید آن کلی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط