{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روایت اول:

روایت اول:
چشمهایش از شادی می درخشید
صورت گذاشت روی صورتِ اسماعیل
و خدا را شکر کرد که اسماعیل را به او بخشید


روایت دوم:
چشمهایش از اشک سرخ شده بود.
صورت گذاشت روی صورتِ علی.
گفت: بعدِ تو خاک بر سرِ دنیا.
صدای هلهله‌ی دشمن بلند شد ...

#علی_اکبر
#کیوان_کیانی
دیدگاه ها (۳)

📸‌‌‌‌‌‌تصویرسازی نمادین از دست قطع‌شده علمدار جبهه مقاومت در...

ساعت ۲۱#لبیک_یا_حسین(ع)

او که در شش ماهگی باب الحوائج میشود،گر رسد سنِ عمو حتماً قیا...

مافیایه عشق P:52

★彡   Part 64 彡★ چون من عاشق بودم!عاشق کیم تهیونگ.عاشق کسی که...

چقدر پاشیده از هم پیکرت خوش قدُ بالا بلند شو تا مادرت نبینه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط