{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک کاناپه ییاسی رنگ بود که بیشتر از وظیفه ی خطیرش عمل

یک کاناپه ی"یاسی" رنگ بود، که بیشتر از وظیفه ی خطیرش، عمل می کرد. یعنی علاوه بر لم دادن، جُور بعضی از لوازم خانگی را هم بر دوش می کشید:
گاهی تخت خوابمان می شد،
گاهی یک جفت صندلی غذا خوری.
گاه محلی برای مطالعه و نوشتن
و گاهی ردیفی از صندلی های یک سینمای خانگی کوچک؛
اتاق فکر
محلی برای ریکاوری ذهن
و حتی کار به جایی کشیده بود که نقش جایگاه vip را برای مهمانان عزیزتر بازی می کرد.
قهر که می کردیم هر کسی نزدیک تر بود، تنهایی اش را می بُرد روی آن کاناپه و در ازای تمام خانه، کاناپه را برای خودش برمی داشت.
آشتی هم که می کردیم، جشن کوچکمان را روی همان کاناپه می گرفتیم ...
.
درست یادم هست وقتی که می خواستیم خانه را تحویل صاحبخانه بدهیم. اول کاناپه را رد کردیم.
کاناپه، قلب خانه ی ما بود.
چاره ای نداشتیم!
برای دل کندن از خانه ای که سالها در آن خاطره ساخته بودیم، درست باید به قلبش شلیک می کردیم.

#حمید_جدیدی
دیدگاه ها (۱۴)

من از غبار سفرهای دور می آیماز امتداد شب بوف کور می آیممنم ک...

..در حقیقتآدم ها هیچ کس را ندارنداین را آدمروزهای جمعهاز جاه...

اگر گفت باید برم جلوشو نگیر!وقتی بخواد بره، میره... ولی همون...

اما لحظه ای هم می رسه که دیگه احساس میکنی پُر شدی، سر سوزنی ...

1:Amityville Horror House خانه ترسناک امیتویل من وخانواده ام...

#دو_دختر_در_یک_نقاب#پارت2هواپیما درحال بلند شدن است لطفعا کم...

تهیونگ تک پارتی غمگینا/ت : سلام من ا/تم و ۲۰ سالمه ، من و ته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط