{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دستمال کاغذی به اشک گفت:

دستمال کاغذی به اشک گفت:

.

.

.

.


.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.واقعا الان اومدی ببینی دستمال کاغذی چی گفت؟؟

نه یعنی واقعا دستمال کاغذی حرف میزنه؟؟

هم سنای تو الان دارن اورانیوم غنی میکنن اونوقت تو!!

حتما دانشجو هم هستی
دیدگاه ها (۳)

شب خوش

لباسها در آب کوتاه میشوند و برنجها دراز. در درازای زندگی لبا...

ﺩﺧﺘﺮﻩ : ﻣﻨﻮ ﭼﻘﺪﺭﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ؟ پسره : ﻗﺪ ﺩﻧﯿﺎ ﺩﺧﺘﺮﻩ :ﻣﺮﺳﯽ ...

اردلان :-))))

از نظر من زندگی فقط به درس نیس شاید خیلیا مخالف باشن ولی واق...

سلام سلام چطورید من اومدمممممممممم ولی این دفعه شرط ها رو می...

پارت ۳ ویو ا.ت توی ماشین بودیم که تهیونگ شروع کرد به حرف زدن...

حالا فاصله‌تون خیلی کمتر بود.و تو تونستی صورتش رو ببینی.چشم‌...

چندپارتیتوروز تولد منو فراموش کردی!یعنی واقعا اون تولد منو ف...

(ادامه پارت قبل)چان: برای چی برگشتی؟ا.ت: چان من.. من نمیتونم...

آقا درود چطورید خب...خواستم درباره کسایی که آف میزنن و بدون ...

یه دختره نوشته:ايشون يه آقای دكتر ٤٦ ساله بودن كه جهت اشنايی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط