"صدای بی اجازه"
"صدای بی اجازه"
قسمت بیستویکم – جیغ، آهنگ و یه لحظهی تلخ
بلاخره زنگ خورد.
همه رفتن، کلاس خالی شد.
من موندم و یه دل پر، یه ذهن شلوغ، و یه دفتر که منتظر بود با حرفام پر بشه.
تصمیم گرفتم آهنگ بنویسم.
آهنگ... تنها چیزی که منو واقعاً درک میکنه.
دفترمو باز کردم، هنزفری رو گذاشتم تو گوشم، و دوباره Siren Head رو پلی کردم.
اون صداهای تاریک، اون ریتمی که انگار از دل من میاد...
شروع کردم به نوشتن.
کلمات خودشون میاومدن، مثل اشک، مثل خشم، مثل یه بغض قدیمی.
چند دقیقه بعد...
وایییی چه خوب نوشتم!
عالی شد!
یه لحظه حس کردم واقعاً خودمو پیدا کردم.
ولی یهو...
یکی هنزفریمو کشید و کرد تو گوش خودش!
نگاهش کردم، واااا... این دختر چرا اینجوریه؟ وات؟!
هنزفری رو پرت کرد و یه جیغ بلند زد.
صداش برای من خیلی بالا بود.
من از صداهای بلند حالم بد میشه، انگار مغزم میلرزه...
بلند شدم، گوشامو گرفتم، داد زدم:
«خفه شووووو!»
ولی اون دختر خفه نمیشد.
فقط جیغ، جیغ، جیغ...
کلاس خالی بود، ولی انگار پر از صدا شده بود.
صداهایی که نمیذاشتن من با خودم تنها باشم.
صداهایی که نمیفهمیدن من فقط یه لحظه سکوت میخوام...
قسمت بیستویکم – جیغ، آهنگ و یه لحظهی تلخ
بلاخره زنگ خورد.
همه رفتن، کلاس خالی شد.
من موندم و یه دل پر، یه ذهن شلوغ، و یه دفتر که منتظر بود با حرفام پر بشه.
تصمیم گرفتم آهنگ بنویسم.
آهنگ... تنها چیزی که منو واقعاً درک میکنه.
دفترمو باز کردم، هنزفری رو گذاشتم تو گوشم، و دوباره Siren Head رو پلی کردم.
اون صداهای تاریک، اون ریتمی که انگار از دل من میاد...
شروع کردم به نوشتن.
کلمات خودشون میاومدن، مثل اشک، مثل خشم، مثل یه بغض قدیمی.
چند دقیقه بعد...
وایییی چه خوب نوشتم!
عالی شد!
یه لحظه حس کردم واقعاً خودمو پیدا کردم.
ولی یهو...
یکی هنزفریمو کشید و کرد تو گوش خودش!
نگاهش کردم، واااا... این دختر چرا اینجوریه؟ وات؟!
هنزفری رو پرت کرد و یه جیغ بلند زد.
صداش برای من خیلی بالا بود.
من از صداهای بلند حالم بد میشه، انگار مغزم میلرزه...
بلند شدم، گوشامو گرفتم، داد زدم:
«خفه شووووو!»
ولی اون دختر خفه نمیشد.
فقط جیغ، جیغ، جیغ...
کلاس خالی بود، ولی انگار پر از صدا شده بود.
صداهایی که نمیذاشتن من با خودم تنها باشم.
صداهایی که نمیفهمیدن من فقط یه لحظه سکوت میخوام...
- ۳.۲k
- ۰۹ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط