{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب از کوچه ی تو رد شدم و دیدم که

امشب از کوچه ی تو رد شدم و دیدم که
شادی و ولوله بر پاست خدا رحم کند
ناگهان من به تنت رخت سپیدی دیدم
این تو بودی که...دلم...وای...خدا رحم کند
دیدگاه ها (۱)

تو شنیدی که دلم گفت: بمان ایست نرو...؟ بخدا وقت خداحافظیت نی...

پا به پایت عاشقانه این همه راه آمدمغافل اما هم چو یوسف ب...

#نوشیده ام زجام لبانت شراب عشقمن گشته ام خراب دل و دل خراب ع...

منم زخمی ترین عاشق،تویی تنها پرستارمبه شوق با تو بودن ها تما...

♥️🖌تو تمام اگرهای مرا در هم میشکنی!اگر تو موسیقی بودیروی تکر...

"گل بابونهیادت هست...؟آن روز خدا،فصل بهاردر دامن آن کوه بلند...

بزن، ای چرخ بی‌رحم، که می‌رقصم برای توکه در ویرانه‌ی جانم، ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط