{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مهربان من! کجا شد مهربانی های تو

مهربان من! کجا شد مهربانی های تو
پیر کرده عاشقت را ناجوانی های تو

کس چه میدانست بعد از صد سلام با مزه
تلخ باشد حاصل شیرین زبانی های تو

تا که دلسوزی کنی ، دل بیشتر میسوزدم
میزند آتش به جان آتش نشانی های تو

قطره قطره مثل باران ، ذره ذره مثل نور
رنگ رنگم میکُشد رنگین کمانی های تو

تا بپیچانی مرا در صد سوال بی جواب
خوب میگیرد بهانه بدگمانی های تو

هر کجا هموار میگردد گلیم عاشقی
میتکاند خانه را خانه تکانی های تو
دیدگاه ها (۱)

از درد ما چه فکر وز احوال ما چه باکآنرا که دل مقید و پا در ک...

عاشقی دانی چه باشد؟بی‌دل و جان زیستنجان و دل بر باختن،بر روی...

چه کسی گفته که درد من وتو مشترک است هرکجا می نگرم پر ز ریا و...

در غم عشق تو تنها نه پرم می سوزدبه خدا از نوک پا تا به سرم ...

مهربان من! کجا شد مهربانی های توپیر کرده عاشقت را ناجوانی ها...

ادامه شعر. ......تا که یک شب دست در دست پدرراه افتادم به قصد...

هر چه می کردم همه از ترس بودمثل از بر کردن یک درس بود ..مثل ...

پیش از اینها فکر میکردم خداخانه ای دارد کنار ابر هامثل قصر پ...

پیش از اینها فکر میکردم خداخانه ای دارد کنار ابر هامثل قصر پ...

name:blue_side بود”تصور میکردم دیگر هرگز بلند نخواهم شد. ارا...

قسمت بیست و هشتمچقدر خوب شد که دیدمت…ریحانه بهانه بود. یک هف...

شعرخیلی قشنگ از قیصر ا مین پور در توصیف خدا. من خودم واقعا ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط