{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز شب ماند و من و این عطش خانگی ام

باز شب ماند و من و این عطش خانگی ام
باز هم یاد تـــــــو ماند و من و دیوانگی ام
اشک در دامنم آویخت کـــــه دریا باشم
مثل چشم تو پر از شوق تماشا باشم
دیدگاه ها (۲)

ﺯﻣﺴﺘﺎﻧﻲ ﺳﺮﺩ ﻛﻼﻍ ﻏﺬﺍ ﻧﺪﺍﺷﺖ ﺗﺎ ﺟﻮﺟﻪ ﻫﺎﺷﻮ ﺳﻴﺮ ﻛﻨﻪ؛ ﮔﻮﺷﺖ ﺑﺪﻥ ﺧﻮﺩ...

خدایش چندتا لایک داره ای جوووووونم

حالا که رفته ایساعتهــــا به این می اندیشم ، که چرا زنــــده...

چه تكليف سنگينيست بلاتكليفي ...وقتي نميدانم دارمت يا ندارمت!

┊  ┊  ┊  ┊┊  ┊  ┊  🌺┊  ┊  🤍┊  🩷🌺چه شعبده است که در چشمکان آب...

_ در این رهِ، مرا طاقتِ برگشتن نیستنشسته‌ام که مگر جاده به پ...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمدی...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتم دیدم که همان عاشق معشو...

تیک_تاک دخترونه افغانستان ایران

نرگس چشم تو از آینه پیداست هنوز تپش قلب من از شوق تمناست هنو...

شوق دیدار تو لبریز شد ازجام وجودمشدم آن عاشق دیوانه که بودم....

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌...

قصه تلخ از عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط