نرد رحم ورفت

نڪردے رحم ورفتے ..
صبر و تابم را ڪجا بردے ؟

ز دل ،آسایش واز دیده،خوابم
را ڪجابردے ؟

تو رو گرداندے و درچشم من
تاریڪ شد دنیا ...

چہ ڪردے بـےمروت!
آفتابم را ڪجا بردے
دیدگاه ها (۱)

باید آهسته نوشت بادل خسته نوشت بالب بسته نوشتگرم و پررنگ نوش...

می روم چون سایه ای تنها نمی دانم کجا خویش را گم کرده ام اما ...

#عشق آن باشد که #حیرانت کندبی نیاز از #کفر و #ایمانت کند..

همیشہ نمےتوانیمانتخاب ڪنیم کہزندگے چہ سازےبرایمان بزند اما م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط