{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می توانم نامت را در دهانم

می توانم نامت را در دهانم

و تو را

در درونم

پنهان کنم...

گل با بوی خود چه می کند؟

گندمزار با خوشه اش؟

طاووس با دمش؟

چراغ با روغنش؟

با تو سر به کجا بگذارم؟

کجا پنهانت کنم؟

وقتی مردم، تو را در حرکات دستهایم،

موسیقی صدایم

وتوازن گام هایم

می بینند...


| نزار قبانی |
دیدگاه ها (۶)

آدم که عاشق شد گرما نمیفهمد آدم که عاشق شد من، من نمیفهمد...

این عادلانه نیست ! جنازه ی من روی عکس هایت افتاده ؛ بعد چ...

ﺟﺎﻧﺎ ﻣﻦ ﻫﻨﻮﺯ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﯿﺪﺍﺭﻡ... ﻭ ﻫﻨﻮﺯ ﻧﺮﮔﺲ ﻫﺎﯼ ﺧﺸﮏ ﻣﺮﺍ ﯾﺎﺩ ﺗ...

پس از تو خیره به چشمی شدن حرامم باد چگونه بی منی و بوسه می ...

نامه ی دامبلدور به گریندل والد

نمی‌دانم این را برای چه کسی می‌نویسم ؛ شاید برای کسی که هیچ‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط