گفت حالا که داری میری

گفت حالا که داری میری
یه حرفی بزن
یه کاری کن تا اروم بگیره این دلم
یه چیزی بگو که در نبودنت قوت قلبم باشه

زل زدم تو چشماش و گفتم
بهت قول میدم ...
که دوباره در یک سرزمینی دیگر
در یک هوایی دیگر
در جهانی که رنگ آسمان روزش به رنگ چشماته
ما دوباره همدیگر رو خواهیم دید
و من بهت قول میدم
که اگه حتی از خاک اندام پوسیده ام
درخت تاکی تنیده باشد
تو را خواهم شناخت
و انگاه
برخیزم و تو را چون روز اول بخواهمت...
دیدگاه ها (۰)

ا.ت: لطفا تکون نخور..زخمت باز میشه. باید استراحت کنی!جونگین:...

چند پارتی جیمین.وقتی بهت خیانت کرد... و خودش جلوی پاهام زانو...

کپشننن مهمهه😈🎀پارت چهل عروسک من😈🔞رفت سمتی که پشت سرش راه افت...

اجبار به بدبختی پارت ۴۲

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : Sixteen ویوی تهیونگ :بعد از رفتن...

True Love①⑤این وسط عوضی خیانکار منم... سرم خیلی درد میکرد نم...

پارت2 شـکـوفه بهـاری1مارس سال 19016(سیزده سال بعد-زمان حال) ...

#تکپارتیموضوع:(صبح بعد از راب٫طه)هیونجین/ا.تبا احساس حرکت دس...

پارت: 29 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**می‌گن وقتی بدنت به نهایتِ...

گمشده در اعماق جنگلهیونجین/ا.تپارت:۴با سردرد بدی چشماش رو با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط