{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سحرگاهی چون پنجره را گشودم

سحرگاهی چون پنجره را گشودم
تانسیم سحرگاهی بازلفهای سرکش وجان
ملتهبم بازی کند
عطرگلپونه های وحشی مشام جانم را
چنان سرشار ساخت که بی اختیاربه
سالهای قبل یعنی زمان کودکیم بازگشتم
همان پسرکی شدم که کنارباریکه آبی بنام جوی
که ازنزدیکی خانشان میگذشت
دیدگاه ها (۱)

ادامه پست قبلیباسبزه هاینورس وگلپونه های وحشی درد دل میکردهم...

قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه اشکالوعشق تنها عشقمرابه وسعت اندوه ز...

سلام عصرآدینه تون بخیر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط