{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه پست قبلی

ادامه پست قبلی
باسبزه هاینورس وگلپونه های وحشی درد دل میکرد
همان پسرکی ساکت وآرامی که بازیهای کودکانه
نیزشادمانش نمی ساخت
سراسروجودش غمی بود مرموز
غروب بهنگام بهاران او راکنار پونه های سرسبز می کشید
دیدگاه ها (۶)

قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه اشکالوعشق تنها عشقمرابه وسعت اندوه ز...

هرچه دشنام از لب ها خواهم برچیدهرچه دیوار از جا خواهم برکندر...

سحرگاهی چون پنجره را گشودمتانسیم سحرگاهی بازلفهای سرکش وجانم...

پارت ۲۳(پارت خاک تو سری، از همین اول هشدار میدم که شاید تر ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط