{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امدم در شهر تو قدم زدم

امدم در شهر تو قدم زدم
دیدمت دوان دوان
پرسه زنان
گامهایت آهسته می راندن
از پشت ویترین دیده گانت .
چه تلخ و سراسیمه بود ؛
خرامان نگاه تو .
آیا به چشمان تصویر خودت
بازهم شک داشتی؟
بگمانم... معجول و پیمانه بدست
ره میخانه می خواندی
یادم نبود که رفته ام از یادتو

..../سعید
چشم هایت چون همیشه
دیدگاه ها (۲)

......./ سعید

.......سعید

باز هم چشم های تو را دیدمبر سر نهری شاید.......؟!!.زلال بودر...

.........سعید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط